پیشگویی جامعه شناسان

„جغدد مینروا (الهه‌ی خرد)، تنها با فرا رسیدن شامگاه پروازش را آغاز می‌کند“.

هگل فلسفه و فیلسوف را به جغد مینروا تشبیه کرد. تشبیه فیلسوف به جغد ازآن‌روست که این پرنده کار خود را هنگامی آغاز می‌کند که روز رو به پایان است و تاریکی غروب بتدریج فضا را تیره می‌کند. فلسفه نیز هنگامی سربرمی‌آورد که شکلی از زندگی دوران شکل‌گیری خود را گذرانده است، به این معنا که درک کامل یک دوران تاریخی تنها زمانی امکان پذیر است که آن دوره به پایان رسیده باشد. به سخن ساده تر: فیلسوف همیشه دیر می‌رسد.

این نظریه هگل در باره جامعه شناس هم معتبر است: جامعه ‌شناسی یک علم تجربی است و آینده قابل تجربه نیست. شناخت جامعه شناس از جامعه – مانند فیلسوف  – هم تنها زمانی ممکن است که آن دوره شکل گرفته باشد. در جامعه‌شناسی و به طور کلی در علوم انسانی „قوانین طبیعت“ به معنای دقیق فیزیکی آن — یعنی به عنوان پیوندهایی مطلق و بدون استثنا — وجود ندارند. در حالی که قوانین طبیعت مستقل از خواسته های انسان ها عمل می کنند ( حرکت ثابت سیاره ها)، جامعه‌شناسی با ساختارهای اجتماعی سروکار دارد که توسط عملکرد شهروندان شکل می‌گیرند که مطلق نیستند و تغییر هم می‌کنند، یا به سخن ساده تر: جامعه شناس نمی تواند ویژگی های ساختار سیاسی آینده یک جامعه را پیشگویی کند، همانطور که جامعه شناسان دوران پهلوی به قدرت رسیدن یک رژیم مذهبی (جمهوری اسلامی ) را پیش بینی نکردند.

به همین علت تمام نظریه های پژوهشگران در باره آینده سیاسی ایران بیشتر گمانه‌زنی و حدسیات، به معنای پیش‌بینی، فرضیه‌سازی و تصور احتمال وقوع یک رویداد هستند.

و شاید گوته درست گفت که : „ارواحی که خود فراخواندم، دیگر رهایم نمی‌کنند“.

Die ich rief, die Geister / Werd’ ich nun nicht los

در این گفته گوته فقط کافی است که “ ارواح“ به ایت الئه ها ترجمه کنیم

 

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert